نقاشی یک رویا

عاشقم

 

نمی دونی که غم دارم

چه حالی تو دلم دارم

آخه وقتی که می خوابم

فقط عطرت رو کم دارم

 

همه کارم فقط اینه

یه عکس کهنه بردارم

شبا تا صبح با گریه

تو آغوشم نگه دارم

 

چرا این بوده تقدیرم ؟

که با عشق تو درگیرم؟

همیشه فالم این بوده

که بی عشق تو می میرم

 

نمی دونی که غمگینم

مثل ابرای سنگینم

آخه بارون  که میباره

غم چشمات و می بینم

 

نمی دونی که محزونم

شبیه خواب بارونم

یه حس ساده ای می گه

تو اینجایی ... می دونم ...

 

/ 3 نظر / 61 بازدید

[گل]